نور وحشت می درخشد در بلور بانگ خاموشم, سایه من کو ؟ سایه من کو ؟ او چو رویایی درون پیکرم آهسته می روید, من من گمگشته را در خویش می جوید, پنجه او چون مهی تاریک, میخزد در تار و پود سرد رگهایم, در سیاهی رنگ می گیرد, طرح آوایم, از تو می پرسم, ای خدا ... ای سایه ابهام, پس چرا بر من نمیخندد, آن شب تاریک وحشتبار بی فرجام, " فروغ فرخزاد "
188647