نور وحشت می درخشد در بلور بانگ خاموشم, سایه من کو ؟ سایه من کو ؟ او چو رویایی درون پیکرم آهسته می روید, من من گمگشته را در خویش می جوید, پنجه او چون مهی تاریک, میخزد در تار و پود سرد رگهایم, در سیاهی رنگ می گیرد, طرح آوایم, از تو می پرسم, ای خدا ... ای سایه ابهام, پس چرا بر من نمیخندد, آن شب تاریک وحشتبار بی فرجام, " فروغ فرخزاد "
Bubi [ ۲۶ آبان ۱۳۹۱ ]

Glad I've finally found soemthing I agree with!


سید پوریاخاموشی [ ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ ]

باسلام ممنون از عکسهای زیبای شما


بهمن زارعی [ ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ ]

"منو حس عکاسی"

چطوری ؟

خیلی وقته دیگه پیداست نیست

خیلی وقته دیگه گیر نمی دی

خیلی وقته دیگه نمیگی یالا همین الان باید عکس یگیری

خیلی وقته دیگه ، باعث هیجانم نمی شی

خیلی وقته دیگه تو خوابم ، نمیای

خیلی وقته دیگه موقع عکاسی هم ،پیداست نیست

شاید از بی مهری های من رنجیدی

شاید فکر کنی رفتم دنبال یه حس دیگه

شاید رفتی سفر و ،به این زودی هاهم نمی خوای برگردی

به هر حال من که خیلی هواتو کردم.


zohreh [ ۲۸ فروردين ۱۳۹۱ ]

www.zohrehasemi.loxblog.com

very nice
bingo


صبا [ ۲۷ فروردين ۱۳۹۱ ]

قشنگه


هانیه مزاری [ ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ]

نظری که واسه ی مطلب"بیهوده" بتاریخ دی 88 گذاشتم براتون رو لطفا بخونید و زودتر پاسخ بدید به من ! ممنون میشم


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی Security Code
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
518169