نور وحشت می درخشد در بلور بانگ خاموشم,
سایه من کو ؟
سایه من کو ؟
او چو رویایی درون پیکرم آهسته می روید,
من من گمگشته را در خویش می جوید,
پنجه او چون مهی تاریک,
میخزد در تار و پود سرد رگهایم,
در سیاهی رنگ می گیرد,
طرح آوایم,
از تو می پرسم,
ای خدا ... ای سایه ابهام,
پس چرا بر من نمیخندد,
آن شب تاریک وحشتبار بی فرجام,
" فروغ فرخزاد "
224343
مسئولیت محتوای این فتوبلاگ، بر عهده نویسنده و صاحب آن است و استفاده از مطالب و عکسها، در نشریات چاپی و اینترنتی ممنوع است.
"منو حس عکاسی" چطوری ؟ خیلی وقته دیگه پیداست نیست خیلی وقته دیگه گیر نمی دی خیلی وقته دیگه نمیگی یالا همین الان باید عکس یگیری خیلی وقته دیگه ، باعث هیجانم نمی شی خیلی وقته دیگه تو خوابم ، نمیای خیلی وقته دیگه موقع عکاسی هم ،پیداست نیست شاید از بی مهری های من رنجیدی شاید فکر کنی رفتم دنبال یه حس دیگه شاید رفتی سفر و ،به این زودی هاهم نمی خوای برگردی به هر حال من که خیلی هواتو کردم.
www.zohrehasemi.loxblog.com very nice bingo
قشنگه
نظری که واسه ی مطلب"بیهوده" بتاریخ دی 88 گذاشتم براتون رو لطفا بخونید و زودتر پاسخ بدید به من ! ممنون میشم