به حماقتي خنده مي‌زند

كه تو از ترس مرگ بدان تن در داده‌اي به زيستن با غلي برپاي و قلاده‌اي بر گردن

محمد     خیلی خوشحالم که این سایت پیدا کردم عکسهای با ارزشی دارید
ردیا     خیلی خوبه...خیلی..
ابوالفضل سلمانزاده     بازم که ترکوندی...عکست احساساتمو به بازی گرفت...
ابوالفضل سلمانزاده     بازم که ترکوندی...عکست احساساتمو به بازی گرفت...
مهرناز     مثل هميشه ... (شايد بهتر باشه بگم فوق العاده)
حسن بردال     عکست زیباست. دوستش دارم.
مجد     - شکر کز دام عشق آزادي
جستي و رستي از گرفتاري «هاتف»
- اميدوارم همواره با آزادي كامل بتوني عكس بگيري!
سپیده     در میانه این وانفسا ...میتوان به چنین روزنه های زاویه داری امید بست ؟!.....
شکراله ذبیحی     این عکس بتمامی هرآنچه که باید را می گوید . ای کاش نامی برآن نمیگذاشتی . خودت هم انگار با این اسمگذاری محدود به حدود می شوی .
hiva     be nazare man akksat vaghean fogholadas ve poshte tamamiye in aksa 1 falsafas kefaghat az shoma bar miyad vaghean tabrik migam
پیمان     خود کرده را تدبیر نیست
هما     سلام
منم با سوت اكبر موافقم
فقط كمي غير واقع نمايي توشه!
سوت اکبر     واقعن ذیباست، اذ دیدن عان من لظت می برم ،شما اکاث خوبی حستی